ارسال شده توسط lifebit در ژانویه 20, 2008
احتمالا خبر عرضه Mac Book Air محصول جدید اپل رو شنیدید. طبق معمول اپل با یک محصول خارق العاده و جدید همه رو هیجان زده کرده. تب گوشی های iPhone هنوز کاملا فروکش نکرده که اپل این لپ تاپ رو به بازار عرضه کرده.

اما بحثی که الان میخوام مطرح کنم نه در مورد ضخامت کم این لپ تاپ ( 4 تا 19 میلیمتر) خواهد بود نه در مورد وزن ناچیزش (1.36 کیلوگرم)، نه پردازنده 1.8 مگاهرتزی دو هسته ای اینتل و نه رم 2 گیگا بایتی این محصول.
چیزی که این محصول رو از رقباش متمایز میکنه Touch Pad یا همون صفحه لمسی که به جای ماوس ازش استفاده میشه. برای اولین بار یه صفحه Multi Touch برای استفاده معمولی توی یه لپ تاپ بکار برده شده. صفحات مالتی تاچ میتونن همزمان اثر و حرکت بیش از یک انگشت رو احساس کنن و بهش پاسخ بدن. مثلا با قرار دادن دو انگشت وسط این صفحه و دور کردنشون از هم میتونین یه تصویر رو بزرگ کنین یا با حرکت برعکس کوچکش کنین. با قرار دادن دو انگشت با کمی فاصله از هم و چرخوندنشون میتونید عکس رو بچرخونید یا با حرکت سه تا انگشت با هم به چپ یا راست میتونین کار دکمه های Back و Forward رو انجام بدین. نمونه های عملی این کارها رو میتونین توی ویدیوهایی که خود اپل برای معرفی محصولش گذاشته ببینین.

اولین بار استفاده از این نمونه صفحه های لمسی رو توی سایت YouTube دیدم که در واقع یک نمونه آزمایشی و در حد یک ایده بود. کمی بعدتر نمونه کاربردی ترش رو با نام Microsoft Surface دیدم. این سیستم در واقع رابطه بین انسان و کامپیوتر یا در واقع همون اینترفیس رو بسیار طبیعی تر و انسانی تر میکنه. اما فکر نمیکردم این تکنولوژی (صفحات لمسی چندگانه) به این سرعت راهشون رو به کاربردهای عمومی و معمول باز کنن. گرچه هنوز تا ترکیب کاملشون با صفحه نمایش و یک Surface خونگی راه زیادی مونده. اما توی این این دوره راههای طولانی هم در مدت زمانهای خیلی کوتاهی طی میشن.
شاید در آینده همزمان با ناهار خوردن ایمیل هاتون رو هم روی صفحه همون میز ناهارخوری چک کنید یا دیگه لازم نباشه غیر از میز تحریر توی فکر خرید میز کامپیوترهم باشید.
پی نوشت:
چون همه صفحاتی که لینکهاشون توی این صفحه آورده شده محتوی فایلهای ویدیویی هستند و حجمشون بالاست اگر اینترنت پرسرعت ندارید ازشون صرف نظر کنید.
یکشنبه 30 دی 1386
نوشته شده در عمومی, متفرقه | Tagged: صفحات لمسی ، اپل ، مالتی تاچ | Leave a Comment »
ارسال شده توسط lifebit در ژانویه 18, 2008
به احتمال زیاد شما هم دوره ای را به یاد دارید که کلاس موسیقی رفتن و گیتار زدن جزء لاینفک زندگی نوجوانان و جوانان شده بود. موجی که فراز و فرودش چند سالی بیشتر طول نکشید. اما در تمام طول این چند سال به نوعی مد و ابزار خودنمایی تبدیل شده بود. این به اصطلاح پاپ شدن و رواج بدون منطق و دلیل و قاعدتا زودگذر انگار الان دامنگیر دنیای کامپیوترها هم شده. درواقع نفوذ شدید کامپیوتر در جامعه و کاهش قیمت “قدرت پردازش” سیستم ها باعث رواج نوعی فرهنگ پاپ در دنیای دیجیتال شده.
الان کافی نت ها و گیم نت ها با سرعتی شبیه به سرعت تشکیل کلاس های آموزش گیتار مثل قارچ از هر گوشه و کناری سر در می آورند. آگهی های آموزش پیشرفته ! VB.NET و #C همانند آگهی های آموزش گیتار کلاسیک و فلامنکو در و دیوار شهر را پر کردن و این وسط دریغ از یه شرکت نرم افزاری درست و حسابی و دریغ از یه برنامه نویس توانا. سر یک دوره آموزش #C به چشم خودم دیدم که دانشجوی کارشناسی رشته کامپیوتر حتی اسم برنامه نویسی شیء گرا رو نشنیده !!!امروز وجود کامپیوتر توی هر خونه ای امری اجتناب ناپذیر به نظر میرسه. این به خودی خود بد نیست اما اگه به ترکیب سخت افزار و نرم افزار و نحوه استفاده از این سیستم ها نگاه کنیم انگار یه چیزی این وسط لنگ میزنه. یه ترکیب نمونه اش رو که شاید کمی با اغراق به نظر برسه ولی چندان غیرواقعی نیست، اینجا آوردم:
CPU: Intel core 2 Duo / Ram: 1 GB DDR2 667 / Hard: 160 GB SATA2
Graphic: GeForce 256 MB / Optical Drive: DVD RW / Monitor: 17″ LCD
تقریبا همه این قطعات رده بالای بازار توی یک کیس پر زرق و برق با چهار تا فن اضافه و رقص نور و غیره جمع شدن. مانیتور 17 و کیبورد مالتی مدیا و . . . بهشون اضافه شده. سیستم عامل هم که دیگه با این اوضاع کمتر از Vista نمیشه.
اما نرم افزار هاش:
Yahoo Messenger / Media Player
همین و السلام. البته اسم چند تا بازی رو هم خودتون به دلخواه بهش اضافه کنین. آنتی ویروس ؟ (چی هست اصلا ؟ ) آفیس ؟ (کاربردی نداره) آکروبات؟ (ها ا ا ا ؟) یه برنامه حسابداری، نقشه کشی، گرافیک، یه برنامه ای که بشه گفت این سیستم یه استفاده ای هم ازش میشه ؟ (وجود خارجی نداره) هیچ سیستم منظم و مرتبی برای فایلها و فولدرها وجود نداره. یا مستقیما روی دسکتاپ کپی میشن یا توی یه هزارتویی از NewFolder های مختلف گم میشن. آپدیت کردن و نصب وصله های امنیتی که کلا تعطیل. معمولا هم هفته ای یکبار برای نصب بازی جدید، رفع مشکل سیستم، نصب قطعه جدید و . . . باید یه سری سیستم رو ببرن سراغ شرکت مربوطه. اوضاع اونجا هم که برای حذف یه برنامه ویندوز عوض میشه و مشکل نصب نبودن درایور کارت گرافیکی با تعویض کارت حل میشه و غیره هم بمونه برای بعد. این وسط فقط یه سئوال بوجود میاد که :
به چه دلیل ؟ چرا ؟
گاهی به نظرم میرسه که این کاربران امروز همون گیتاریست های دیروز هستن که فقط گیتارهاشون رو فروختن و یه اسباب بازی جدید خریدن.
نوشته شده در عمومی, متفرقه | Tagged: کامپیوتر، کاربران امروزی، مد | Leave a Comment »
ارسال شده توسط lifebit در سپتامبر 18, 2007
با مهاجرت انسانها به دنیای دیجیتال یکی از مفاهیمی که به شدت دستخوش تغییر و تحول شده، مفهوم هویت است. در دنیای مجازی نام، سن، جنس و سایر مشخصات همه و همه در پشت این شبکه به هم پیچیده وب معنا و صحت خودشون رو از دست دادن.
این اتفاق وقتی که شما در حال چت کردن و گشت و گذاری ساده در دنیای وب باشید، حداکثر خسارتی که وارد میکند چند ساعتی سر کار رفتن و مواجه شدن با مردی سیبیلو و گردن کلفت به جای یک دختر بلوند 18 ساله است. اما زمانی که برای کنترل حسابهای بانکی تون، برای ورود به محل کار، برای خرید و . . . وابسته به تکنیک های تشخیص هویت دیجیتال باشید اونوقته که مشکل خودش رو نشون میده.
سرقت حسابهای بانکی، ورود و خروج غیر مجاز به مراکز مهم، ساعت زدن کارمندان به جای همدیگر، جعل کارتهای اعتباری و . . . تنها گوشه هایی از بحران هویت دیجیتال هستند.
در حال حاضر به صورت کلی از سه نوع تکنیک تشخیص هویت دیجیتال استفاده میشه که هر کدوم مزایا و معایب خاص خودشون رو دارن. این سه روش اینها هستند:
این وسایل تشخیص هویت در واقع معادل دیجیتال کلید هایی هستند که به صورت روزمره با اونها سر و کار داریم. هر کسی که اونها رو همراه داشته باشه (صاحبش باشه، اونها رو قرض کنه، بدزده و . . .) به عنوان فرد مجاز شناخته میشه. کارتهای ورود و خروج الکترونیکی ادارات یا کلیدهای دیجیتال دسترسی به سیستمها از این نمونه هستند. ایراد این ادوات اینه که قطعه رو چک میکنند نه فرد رو. همونطوری هم که مثال زدم به راحتی قابل دزدیدن، امانت گرفتن و . . . هستند.
کلمات عبور یا عواملی که در واقع دانسته های یک فرد رو کنترل میکنن نوع دوم سیستمهای تشخیص هویت هستند که گرچه قابلیت اطمینان بیشتری نسبت به روش اول دارند اما به هر حال باز هم به نوعی قابل سرقت هستند. ضمن اینکه خود به نوعی باعث تناقض خواهند شد. هر چه پسورد سخت تری انتخاب کنید، به خاطر سپردنش برای خودتون هم مشکل تر میشه و اگر پسورد آسونی انتخاب کنید حدس زدنش برای دیگران هم ساده تر میشه. از طرف دیگه اتفاقی که الان برای خیلی از ما افتاده اینه که دسته کلید مغزمون اونقدر بزرگ شده که دیگه نمیشه پسورد جدیدی بهش اضافه کرد. یا دردسر به یاد آوردن پسوردهای مختلف رو خواهیم داشت و یا با استفاده از پسوردهای مشترک برای کارهای مختلف کار هکرها و دزدان دیجیتال رو ساده تر میکنیم.
این روشها در واقع به کنترل فاکتورهایی غیر قابل شبیه سازی از بدن فرد نظیر اثر انگشت، ترکیب و فاصله اجزای صورت، الگوی قرنیه چشم و . . . وابسته هستند. این سیستمها در واقع به عنوان دقیق ترین و بهترین سیستمهای تشخیص هویت مطرح هستند و اشکال عمده اونها در امکان تشخیص اشتباه یا مجاز شناختن افراد غیر مجاز نیست. مشکل اصلی زمانی پیش میاد که این سیستمها افراد مجاز رو غیر مجاز تشخیص میدن. تصور کنید که دستتون رو بریدید و حالا نمیتونید وارد محل کارتون بشین چون فرم اثر انگشتتون تغییر کرده یا در اثر سرما خوردگی سیستم تشخیص صوتی ماشین یا خونه تون دیگه از دستورات شما اطاعت نمیکنه.
به هر حال همواره بهترین روش استفاده ترکیبی از دو یا چند سیستم تشخیص هویت به همراه حداقل یک سیستم پشتیبانیه که در صورت بروز مشکل بشه باهاش به سیستم دسترسی پیدا کرد. اما خواه ناخواه بازی دزد و کلید گاو صندوق تا ابد ادامه داره و فقط باید در هر لحظه از آقا دزده جلوتر بود.
شاید در آینده نزدیک وقتی دوستی به دیدن شما میاد احتیاجی نباشه زنگ بزنه و منتظر بشه تا شما توی آیفون تصویری نگاه کنین و در رو براش باز کنین. دوربینی که روی در شما نصب شده به محض دیدنش از روی فرم صورت هویتش رو تشخیص بده یا صدای ضبط شده ای ازش بخواد که برای تشخیص هویت دستش رو داخل محفظه سنسور در قرار بده. اینجاست که شما به دوران اولین نمونه های کنترل هویت یعنی قصه های آقا گرگه و شنگول و منگول برگشتین:
اگر راست میگی و خودت هستی دستت رو از زیر در نشون بده ! ! !
پی نوشت:
- اگر مشکلات مدیریت پسورد و . . . دارین سری به سایتهایی مثل این بزنین.
- نمونه هایی از قفل های دیجیتال هم اینجا هستند.
نوشته شده در امنیت, عمومی, متفرقه | Tagged: کامپیوتر ، امنیت ، تشخیص هویت | Leave a Comment »
ارسال شده توسط lifebit در سپتامبر 15, 2007
زندگی از نوع دیجیتالش دارد آرام اما پیوسته و مدام به زندگی تک تک ما نفوذ میکند. از کامپیوتری که الان برای وبگردی از آن استفاده میکنید تا دوربین دیجیتال دوستی که لحظه های یک تفریح دسته جمعی را ثبت میکند یا پخش کننده ی MP3 که فرزندتان دائم به همراه دارد و یا حتی کارت الکترونیکی حساب بانکی تان همه و همه نشانه های این نفوذ همه جانبه هستند. گرچه سرعت نفوذ این شیوه جدید زندگی و وابستگی ما جماعت ایرانی به این نوع زندگی ( با همه خوب و بدش ) هنوز چندان شدید نیست اما به هر حال باید آماده بود و منتظر وگرنه از قافله عقب خواهیم ماند و سهم ما تنها حمله سنگین جنبه های منفی آن خواهد بود.
این وبلاگ تنها تفکرات و دغدغه های شخصی کسی است که اتفاقا کامپیوتر و IT نه تحصیلات و زندگی حرفه ای اوست و نه دست اندر کار اموری از این قبیل است. اندیشه های کسی است که IT سرگرمی و تفریحش است. علاقه به آینده دیجیتال را از رمانهای ژول ورن و آسیموف گرفته است و برخی تخیلاتش تا حدی در دنیای جدید،به واقعیت نزدیک شده است و اکنون در انتظار سایر آنهاست.
نوشته های این وبلاگ معمولا جمع بندی مطالبی است که در منابع مختلف خوانده ام یا نتیجه تخیلاتی است که در اثر خواندن یکی از این مطالب در ذهن پرورانده ام. گاه بحثی است فلسفی و گاهی پیش بینی هایی نه چندان دور از واقع.
در هر حال تنها امید دارم که تلنگری باشد و اشاره ای تا شاید با دیدی متفاوت به این شیوه جدید زندگی بنگریم.
نوشته شده در متفرقه | Leave a Comment »